پارت صد و سی :

پیش خودش می گفت همه ی مردها بیشعورند! تا فهمید که پیرمردی او را دزدیده،جا زده و نه زنگ می زند و نه پیام می فرستند.دلش می خواست زنگ بزند و به بهانه ی کار،با او حرف بزند اما چه فایده؟وقتی مردی آنقدر بی منطق بود که حرفهایش را باور نکند و در ماجرایی که او هیچ اراده ای نداشته،افسون را مقصر بداند،نمی شد با او دوست ماند و رویش حساب کرد. صبحها پنجره ی اتاقش را باز می کرد و رو به کوچه ی خالی و بهارزد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • کیانا

    0

    لطفا دانیال و بپیچید من ببرم با همه اخلاقای گند و خوبش ممنونم😂♥️

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    حتما عزیزم مال شما!

    ۴ ماه پیش
  • شیوا

    1

    اسممو اشتباهی نوشتم ولی مهشاد جون آهنگایی که تو استوریاتن محشرن محشررررر خیلی جذابن رماناتم همینطور سه تاشو دارم میخونم یکی از یکی بهتر

    ۴ ماه پیش
  • ظیوا

    3

    خوب گفته همه مردان بیشورن بد نگفته اتفاقا

    ۴ ماه پیش
  • نگین

    1

    واقعا بعضی مردا بیشعورن افسون راس گفته چی می گن برا خودشون اما دنی یه جور دیگه خاصه دوسش دارم چه منظره ای چه توصیفی کردی از اسب و اون جاده لشکرک کجاس یه خورده برام می ***؟خیلی دلم میخواد برم ببینم

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    وای واقعا فک کرد یهو ترمز گرفت بره بغل جاده بشاشه😂😂😂😂

    ۴ ماه پیش
  • مینا

    1

    این دانیال هم خوب بلده ها

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️